پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - خواست مردم
٣. نظريه اراده عمومى:
اگر همه مردم يا اكثريت آنان خواهان حاكميت كسانى باشند، حكومت آنان مشروع مىشود. معيار مشروعيت، خواست عمومى مردم است.
٤. نظريه عدالت:
اگر حكومتى براى عدالت تلاش كند، مشروع است. عدالت است كه زاينده الزام سياسى است.
٥. نظريه سعادت يا ارزشهاى اخلاقى:
مشروعيت يك حكومت در گرو آن است كه حكومت براى سعادت افراد جامعه و برقرارى ارزشهاى اخلاقى تلاش كند. دليل اينكه مردم ملزم به پيروى از حكومتاند، اين است كه حكومت به دنبال سعادت آنان است.
٦. نظريه مرجعيت امر الهى يا حكومت الهى:
معيار مشروعيت يك حكومت، حق الهى و امر اوست حكومت دينى در واقع بر اساس همين نظريه است.
توضيح هر كدام از اين نظريات در كتب فلسفه سياسى ذكر شده است. ما به اختصار به نقد و بررسى اين نظريات مىپردازيم.
اين شش نظريه را مىتوان به سه محور اساسى برگرداند؛ خواست مردم، عدالت يا مطلق ارزشهاى اخلاقى، و حكومت دينى (الهى).
خواست مردم
طبق سه نظريه نخست، معيار مشروعيت، خواست مردم است. اگر معيار مشروعيت خواست مردم باشد، لازمهاش آن است كه اگر مردم حكومتى را نخواستند آن حكومت نامشروع باشد ـ هر چند آن حكومت در پى مصالح مردم باشد ـ و اگر مردم خواستار حكومتى بودند آن حكومت مشروع گردد هر چند بر خلاف مصالح مردم حركت كند و ارزشهاى اخلاقى را رعايت نكند.
در اينجا بايد ريشهيابى كرد كه پايه و اساس ارزشهاى اخلاقى چيست؟
در قرون اخير گرايشى در فلسفه اخلاق پديد آمده كه پايه و اساس ارزشهاى اخلاقى را خواست مردم مىداند (پوزيتويسم اخلاقى). بر اساس اين گرايش هميشه خواست مردم و ارزشهاى اخلاقى همسان و همسويند و هيچ اختلافى با هم پيدا نمىكنند. وقتى حكومتى مورد خواست مردم بود، لزوماً آن حكومت رعايت كننده ارزشهاى اخلاقى خواهد بود.
ولى بايد دانست گرايشهاى ديگرى در فلسفه اخلاق نيز هست؛ از جمله «فلسفه اخلاقى