پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - ثبات و تغييرناپذيرى كليات احكام شرايع
آنگاه وقتى حضرت عيسى(عليه السلام) مبعوث گشت، برخى از چيزهايى كه براى بنىاسرائيل حرام گشته بود حلال گرديد:
وَمُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَلاُِحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَة مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللهَ وَأَطِيعُون؛[١] و تورات را كه در پيش من است [پيش از من آمده است] باور دارندهام و [آمدهام] تا برخى از آنچه را بر شما حرام شده است برايتان حلال كنم و با نشانهاى از پروردگارتان نزد شما آمدهام. پس از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.
پس شرايع در اصول عقايد و احكام كلى و اصول اخلاق مشتركاند و مورد اخير، نه فقط در اديان، بلكه بين همه عقلا مشترك است و همه عقلاى عالم، به ارزشهاى اخلاقىِ معرفى شده از سوى اديان الاهى باور دارند. البته ممكن است هوا و هوسِ افراد در تشخيص عقلانى آنها دخالت كند كه در اين صورت آنچه بدان دست مىيابند، مُدرك عقل آنها نيست، بلكه ناشى و برخاسته از هوا و هوس است. بر اين اساس، در شريعت جديد، اصول شرايع پيشين تكميل مىگردد و متناسب با شرايط و اقتضائات زمانى، قومى و جغرافيايى، احكام فرعى جديدى وضع مىشود يا كيفيت احكام مشترك تغيير مىيابد. براى مثال، نماز در همه شرايع واجب بود، اما با آمدن شريعت جديد، كيفيت آن تغيير مىيافت. همان طور كه در شريعت واحد نيز بعضى احكام نسخ گرديده است: بعد از
[١] آل عمران (٣)، ٥٠.