پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧
است و اگر كسى به آن ريسمان الاهى محكمْ چنگ نزد و دستش سست و از ريسمان جدا گردد، به جهنم سقوط مىكند.
مرحله دوم: انسان داراى نيازهاى فراوان مادى، معنوى و روحى است و اگر اين نيازها تأمين نشود، از بين مىرود. طبيعى است او از پيش خود نمىتواند آن نيازها را تأمين كند. پس ناچار است سراغ ديگرى برود. توسل جستن به ديگران براى تأمين نيازهاى انسان، به مثابه چنگ زدن به ريسمانى است كه از آن راه نيازها تأمين مىگردد. در اينجا انسان بايد براى تأمين نياز به غذا، مسكن و ديگر نيازهاى خود، فقط سراغ خداوند ـ كه مالك هستى است ـ برود و از صميم دل به او توجه بيابد و از او بخواهد نيازهايش را تأمين كند. بىشك اگر كسى اين راه را برگزيد و با توجه يافتن به خدا و استوارى ارتباط با او، درصدد تأمين خواستهها و نيازهاى خويش برآمد، خداوند او را بر ساحل اقيانوس بيكران نعمتهاى خويش مىنشاند. بالاتر از همه، او را از شميم ياد و توجه به خويش بهرهمند مىسازد و در پرتو توجه به خدا، او به حقارت و كوچكى غير خدا پىمىبرد و حاضر نمىشود از كسى كه چون او فقير و نيازمند است، درخواست يارى كند.
اما اگر كسى بر اثر ضعف ايمان، غفلت و فراموش كردن خداوند سراغ اسباب ظاهرى رود، براى تأمين نيازهايش سراغ غير خدا رفته و براى اين كه به موقعيت اجتماعى و پست و مقام برسد، حاضر شده به هر كارى دست زند و به هر كسى توسل جويد، در برابر غير خدا حقير و ذليل مىگردد. چهبسا با يك درخواست به خواسته او رسيدگى نشود و او