پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢ - قلمرو شفاعت دوستان خدا
وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَِبِيهِ إِلاّ عَنْ مَوْعِدَة وَعَدَها إِيّاهُ فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ للهِِ تَبَرَّأَمِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لأََوّاهٌ حَلِيمٌ؛[١] و طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعدهاى كه به او داده بود، نبود. و [لى ]هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خدا است، از او بيزارى جست. راستى، ابراهيم دلسوزى بردبار بود.
چنانكه گفته شد، افزون بر شرك، انجام برخى گناهان نظير ترك نماز يا سبك شمردن آن انسان را از شفاعت اولياى خدا محروم مىسازد. امام صادق(عليه السلام) در اينباره مىفرمايد:
لاَ يَنَالُ شَفَاعَتُنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بَالصَّلَوةِ؛[٢] شفاعت ما شامل كسى نمىشود كه نماز را سبك بشمارد.
گفتنى است كه شفاعتى كه موجب نجات از عذاب دوزخ مىشود اختصاص به عالم قيامت دارد و مؤمنانى كه مرتكب گناهانى گرديدهاند و در دنيا و همچنين در عالم برزخ از آنها پاك نشدهاند، در عالم قيامت مشمول شفاعت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) مىگردند. چنانكه فلز طلا را در كوره مىگدازند تا مواد زايد آن خارج گردد و طلاى خالص به دست آيد، خداوند برخى از مؤمنان را به سختىها و گرفتارىهايى چون فقر و بيمارى مبتلا مىسازد تا آلودگىها و كدورتهايى كه بر اثر گناه در روحشان پديد آمده، از بين برود و آنان در هنگام مرگ با دلى پاك از گناه به راحتى جان بسپارند. اما اگر بعد از اين مرحله باز گناهانى باقى ماند،
١. توبه (٩)، ١١٤.
[٢] بحارالانوار، ج ٤٧، باب ١، ص٧، ح ٢٣.