پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ضرورت اعتقاد به توحيد و حاكميت خداوند بر عالم
وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللهِ...؛[١] و به جاى خدا، چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرسانند و نه به آنان سود مىدهند و مىگويند: اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند.
پرسش: چه فرقى ميان مقام شفاعتى كه مشركان براى ارباب و بتها قائل بودند، با مقام شفاعتى كه ما براى انبيا و اولياى خدا قائل هستيم وجود دارد؟
پاسخ: در باور مشركان، شفيع بر اساس قانون و خواست و نظر كسى كه نزد آن شفاعت مىشود عمل نمىكند و او بدون اجازه و نظر پذيرنده شفاعت و مستقلا شفاعت مىكند. در واقع، شفيع ارادهاش را به پذيرنده شفاعت و «مشفوععنده» تحميل مىكند و پذيرنده شفاعت به دليل موقعيت و منزلت شفيع يا از روى رودربايستى، مجبور است شفاعت را بپذيرد. مشركان معتقد بودند ملائكه دختران خدا هستند و به عبادت و پرستش آنان و مظاهر آنها كه بتها بودند مىپرداختند تا نزد ملائكه و به اصطلاح دختران خدا منزلت و تقرب يابند تا اگر مستحق جهنم گرديدند، بتها، ارباب و ملائكه نزد خدا شفاعت كنند و خدا نيز مجبور است شفاعت آنها را بپذيرد؛ چون نمىتواند درخواست دختران خود را نپذيرد. در واقع اين شفاعتِ باطل و شركآلود، شبيه پارتىبازى است كه مديرى برخلاف قانون و نظر مافوق خود، ضوابط را كنار مىنهد و بر
[١] يونس (١٠)، ١٨.