پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - بى مقدار شمردن ثروت دنيا و حسرت نخوردن بر آن
مىخورد، و نه به فقير به علت فقرش با حقارت مىنگرد؛ زيرا بر اين باور است كه ممكن است آن فقير نزد خداوند از ديگران عزيزتر باشد.
چنانكه از روايات و آيات استفاده مىشود، از لوازم حسرت نخوردن بر دارايى و ثروت دنيوى اين است كه باور داشته باشد بهرهمند شدن افراد از نعمتهاى دنيا يا محروم ماندن از آنها، همه بر اساس حكمت، تدبير و تقدير الاهى است و تدبير حكيمانه و مصلحت الاهى ايجاب مىكند كه برخى را از ثروت و مال دنيا برخوردار گرداند و برخى را محروم سازد و همه بايد تسليم اراده و تدبير الاهى باشند. نه كسانى كه خداوند آنها را از ثروت دنيا برخوردار ساخته، گرفتار غرور و فخرفروشى شوند و نه كسانى كه از ثروت دنيا محروم مانده و گرفتار فقر شدهاند، ناراحت و افسرده گردند؛ چون در هر دو صورت، افراد مورد امتحان و آزمون الاهى قرار گرفتهاند و بايد بكوشند موفق و سربلند از آزمون خارج گردند.
برخى خيال مىكنند چون خداوند كسى را دوست مىدارد، او را از نعمتهاى سرشار دنيا برخوردار مىسازد و روزىِ فراوان به او مىبخشد. در مقابل، وقتى خداوند كسى را دوست نداشت و بر او غضب كرد، به حرمان از نعمتهاى دنيا و فقر گرفتارش مىكند. خداوند در توصيف اين افراد مىفرمايد:
فَأَمَّا الإِْنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي