دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧
٤٥٩.الكافى ـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى ـ :چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد ، گفتند : با سازش و با اولاد باشد! فرمود : «نه ؛ بلكه [بگوييد :] با خير و با بركت باشد!».
٤٦٠.عمل اليوم و الليلة ، نسايى ـ به نقل از ابو بريده ، از پدرش ـ :گروهى از انصار به على عليه السلام گفتند : آيا فاطمه نزد توست؟ [على عليه السلام ] نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد . پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : «پسر ابو طالب ، چه كار دارد؟» . گفت : [ براى ازدواج، ]به ياد فاطمه دختر پيامبر خدا ، افتادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خوش آمدى!» و بيش از آن نفرمود . على عليه السلام نزد آن گروه از انصار كه منتظرش بودند ، باز گشت. گفتند : چه خبر؟ گفت : نمى دانم ، جز اين كه به من فرمود : «خوش آمدى!» . گفتند : از پيامبر خدا ، يكى از اين دو براى تو بس است . او به تو ، هم همسر داده و هم گشايش. پس از آن ، آن هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را همسر مى داد ، فرمود : «اى على! براى عروسى ، مهمانى لازم است» . سعد گفت : من قوچى دارم . نيز گروهى از انصار ، چند صاع[١] ذرّت فراهم آوردند. چون شب عروسى شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «كارى نكن ، تا مرا ديدار كنى» و آن گاه آبى طلبيد و با آن ، وضو گرفت . سپس آن را به روى على عليه السلام ريخت و چنين دعا كرد : «خدايا! بر اين دو ، مبارك گردان . بر اين دو ، مبارك گردان ، و براى اين دو و فرزندانشان مبارك گردان» .
٤٦١.الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ :امام صادق عليه السلام به من فرمود : «وقتى يكى از شما ازدواج مى كند ، چه مى كند؟» . گفتم : نمى دانم . فرمود : «هر گاه به ازدواج تصميم گرفت ، دو ركعت نماز بخواند و خدا را سپاس گويد . سپس بگويد : خداوندا! من مى خواهم ازدواج كنم . از زنان ، آن را كه پاك دامن تر ، خودنگهدارتر ، مال نگهدارتر ، خوش روزى تر ، و بابركت تر است ، برايم مقدّر ساز » .
[١] صاع ، پيمانه اى است كه چهار مُد بگيرد . هر مد ، يك چارك (حدود ده سير) است .