مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٤
«پرستش» بهمعناى خضوع، عبوديت و اظهار عجز و نياز به پيشگاه خداوند است.
انسان با فطرت خود درمىيابد كه اين جهان بىكران، بدون تكيه بر موجودى بىنياز، سامان نمىيابد و اين موجود، توانا و داناست تا از نيازهاى جهان آگاه باشد و آنها را برآورده سازد. البته، گاه انسان در شناخت اين موجود، به بيراهه مىرود و گمراه مىشود و آنچه را شايستگى خدايى ندارد، مىپرستد و به اشتباه خدا مىپندارد.
٢- فطرت خداشناسى منظور از فطرت خداشناسى يا خداشناسى فطرى آن است كه انسان در ذات خويش خدا را مىشناسد و بدو ايمان دارد. خداشناسى فطرى دوگونه است:
الف- خداشناسى فطرى حصولى:
عقل فطرى انسان براى تصديق وجود خدا به تلاش و كوشش براى تحصيل مقدمات استدلالى نيازىندارد، بلكه به آسانى درمىيابد كه وجود انسان و پديدههاى جهان، وجودى نيازمند است و اين مجموعه نيازمند، به خدايى بىنياز محتاج است كه نيازها را برآورده مىسازد. از اينرو، همه آدميان به آسانى مىتوانند بر وجود خدا دليل آورند و به وجودش پى برند.
ب- خداشناسى فطرى حضورى:
منظور اين است كه در نهان انسان شناختى ژرف از خداوند هست و چون او به نهان خويش رجوع كند، اين شناخت را خواهد يافت. آياتى از قرآن مجيد به اينگونه خداشناسى اشاره دارد؛ مانند آيه زير:
فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ «١»