مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٨
البته بايد توجه داشت كه عوامل مزبور انسان را تا مرحله شناخت اجمالى به پيش مىبرند و شناخت تفصيلى خداوند به عنصرى ديگر نيازمند است و آن، محبّت و عشق به اوست كه البته آن هم با توجه به همين سه عامل و عمل به مقتضاى آنها در انسانها بهوجود مىآيد.
اهميت شناخت خدا براى روشن شدن اهميت شناخت خدا، افزون بر سه عامل مزبور، بايد توجه داشت كه اين شناخت، ريشه همه مسائل دينى و مذهبى است. خداشناسى اساس ديانت و دينباورى است. بدون وجود اين اصل، جايى براى طرح ديگر مسائل مذهبى نيست؛ زيرا توحيد به منزله تنه نيرومند درخت دين است و ديگر مباحث مذهبى به منزله شاخ و برگهاى آن. حضرت على (ع) در تعبير زيباى خويش، شناخت خداوند را آغاز و ريشه دين دانسته، مىفرمايد:
اوَّلُ الدّينِ مَعْرِفَتُهُ. «١» سرآغاز دين، شناخت خداست.
ارزشهاى اخلاقى در جامعه و رفتار افراد نيز در صورتى كه مبتنى بر اصل توحيد باشد، ارزش معنوى و ضمانت اجرايى مىيابد. در ميان كسانى كه معتقد به توحيد نيستند، اصول اخلاقى معنا و مفهومى درست ندارد و رعايت آداب و اصول اخلاقى بدون ضمانت است.
البته، اهميت تفصيلى شناخت خدا براى انسانها هنگامى روشنتر مىشود كه به ميزان ربط وجودى خود با خداوند توجه كنيم؛ يعنى توجه كنيم كه با اراده و خلقت او پا به عرصه وجود گذاشتهايم و اكنون نيز قوام وجودى ما به اوست؛ اوست كه قيّوم همه موجودات است و در پايان حيات دنيويمان نيز بهسوى او باز مىگرديم. پس او خالق و