مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٢
جارى كند تا آن را دستاويزى براى ادّعاى نبوت خود قرار داده و موجب گمراهى بندگانش گردد. بنابراين آوردن معجزه، دليل عقلى قاطعى بر صحت ادعاى نبوّت و برقرارى رابطه وحى است.
٤- علّتِ نياوردن برخى معجزات چيست؟
در قرآن كريم آمده است كه مردم از پيامبر اسلام (ص) درخواست معجزاتى مىكردند و آن حضرت از اجابت چنين درخواستهايى خوددارى مىكرد. مانند؛ وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ ايَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ انَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى انْ يُنَزِّلَ ايَةً وَ لكِنَّ اكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ «١» و مىگويند چرا آيهاى- معجزه- بر پيامبر نازل نمىشود، بگو: خداوند مىتواند آيهاى (بر او) نازل كند (ولى مصلحت نمىداند و اين كار را نمىكند) ولكن بيشتر مردم نمىدانند.
حال اين سؤال مطرح مىشود كه اگر ارائه معجزات، راهى براى اثبات نبوت است، چرا پيامبر اكرم (ص) پيوسته از اين راه استفاده نمىكرد؟
پاسخ: هدف از ارائه معجزات كه گاهى به عنوان اجابت درخواست مردم و گاهى بطور ابتدايى انجام مىگرفت، شناساندن پيامبران خدا و اتمام حجت بر مردم بود، نه اين كه الزام بر پذيرفتن دعوت انبيا يا فراهم كردن وسيلهاى براى سرگرمى باشد و چنان هدفى اقتضاى پاسخ مثبت به هر گونه درخواستى را ندارد بلكه اجابت بعضى از آنها خلاف حكمت و نقض غرض مىباشد؛ مانند درخواستهاى مربوط به كارهايى كه راه انتخاب را مسدود مىساخت يا درخواستهايى كه از روى عناد و لجاج و يا با انگيزههاى ديگرى غير از حقيقتجويى انجام مىگرفت؛ زيرا از سويى ارائه معجزات به ابتذال كشيده مىشد و مردم به عنوان سرگرمى به تماشاى آنها روى مىآوردند و از سوى ديگر باب امتحان و آزمايش و گزينش مسدود مىشد و مردم از روى كراهت پيروى انبيا را مىپذيرفتند و اين هر دو برخلاف حكمت و هدف از ارائه معجزات بود.