آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
شوید!»؛ به پادشاه ایران، به قیصر روم، به پادشاه مصر و اسکندریه، به یمن، به حبشه، به همه جا بنویسد که: من رسول خدا هستم، بیایید این دین را بگیرید، سعادتتان در این است، و اگر این دین را نگیرید بیچاره و بدبخت میشوید، همان هم خیلی عجیب است؛ ولی نه آنقدر که در مکه در شرایطی که هنوز شانزده نفر مرید نداشته و در حال کتمان زندگی میکردند این حرفها را بزند. آیاتی که میگوید: «این رسول عالَمین است، پیغمبر همه جهان است» در همان مکه نازل شده است.
اینجا هم با قاطعیت تمام به ابوجهل که از رؤسای درجه اول مکه است میگوید: کلّا بگو رها کن این حرفها را! لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ اگر بازنگردد از این سخنان لَنَسْفَعآ بِالنّاصِیةِ. «سَفْع» تکان شدید را میگویند. مثل اینکه یک آدم قوی گریبان یک آدم ضعیفتر را میگیرد و یک تکان محکم به او میدهد به طوری که پاهایش از زمین کنده میشود. این در وقتی است که یقه او را بگیرد. اگر خیلی قویتر باشد، موی پیشانیاش را میگیرد و یک تکان میدهد به طوری که پاهایش از زمین کنده شود. کلّا لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ: اگر بازنگردد، اگر منتهی نشود، اگر نهی ما را که به او میگوییم «کلّا» (سکوت) نپذیرد موی پیشانیاش را محکم خواهیم گرفت. البته «ناصیه»، هم به موی پیشانی میگویند هم به خود پیشانی[١] . به مویی که در جلوی سر میروید نیز به تناسب حالّ و محلّ «ناصیه» میگویند.
لَنَسْفَعآ بِالنّاصِیةِ خواهیم گرفت ناصیه او را و چنان تکان شدیدی او
[١] . در حدیث است كه «وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یمْناكَ ناصِیـتَكَ» (كافی ج ٣ / ص ٢٥)؛ یعنی مسح سر باید روی ناصیهباشد. روی همین جهت بسیاری از فقها و مراجع تقلید در مورد مسح اگر انسان بخواهد خیلی از بالا ]شروعكند[ شبهه میكنند. بعضی فرق سر را مسح میكنند. مثل مرحوم آقای بروجردی اشكال میكردند، میگفتند]قسمت جلوتر[ را مسح كنید چون ناصیه اینجاست، بالاتر كمی محل شبهه بود. احتیاط این است كه مسح درناصیه باشد.