آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤
است، صورتی سرخ و سفید داشته به طوری که گونههایش قرمز بوده و گویی آتشی مشتعل است و به همین دلیل بعضی او را «ابولهب» میگفتند. قرآن همین کلمه «ابولهب» را که بنا بر این قول کنیه او بوده است، برای نام او انتخاب کرده ضمن اِشعار به اینکه این، مردی ملتهب یعنی آتش افروز است، از وجود این آدم آتش زبانه میکشد.
بعضی گفتهاند که این نام را برای اولین بار قرآن و مسلمین به او دادند؛ یعنی قبلا این مرد به نام ابولهب خوانده نمیشد، بعد قرآن و مسلمین این نام را روی او گذاشتند؛ همان طوری که ابوجهل هم قبل از آنکه با مسلمین مبارزه کند به نام ابوجهل خوانده نمیشد چون «ابوجهل» کنیه بدی است، یعنی «پدر نادانی» و عرب به کسی لقب «ابو» را با اضافه به یک صفت میدهد که میخواهد بگوید این، کانون و مرکز این صفت است. مثلا اگر به کسی بگویند «ابوالْعِلْم» یعنی یک مرد خیلی عالم که پدر علم است. وقتی که بگویند ابوجهل، یعنی پدر نادانی؛ یعنی کأنه هرچه نادانی در دنیا هست از وجود این منشعب میشود. این لقب را بعد مسلمین به او دادند و الّا اسم اصلیاش ابوالحَکم بود. گفتهاند حتی «ابولهب» هم همین طور است، کنیهای بود که مسلمین به این شخص دادند و شاید ـ بنا بر قولی ـ اول بار خود قرآن این کنیه را به او داد.
به هر حال عنایت قرآن در این کنیه که به این مرد داده است همان جنبه است که مردی آتش افروز است و از وجود او آتش ملتهب و مشتعل است؛ و بعد میگوییم آن لقبی هم که قرآن به جفت این مرد داده است ـ چون یک زوج در قرآن مورد لعن و نفرین و تبرّی قرار گرفتهاند ـ مفهومی نظیر همین مفهوم را دارد.