آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨
پرستشی، پرستش نیست. بار دیگر میفرماید: وَ لا اَنـَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ. بار اول فرمود من عبادت نمیکنم معبودهای شما را، بار دوم به این صورت میگوید: من هرگز پرستنده نیستم آن چیزی را که شما پرستش کردهاید. اول به صورت جمله فعلیه است: «پرستش نمیکنم آنچه را که شما پرستش میکنید»، بعد آیهای است که اولش را به صورت جمله اسمیه آورده دوم را به صورت فعل ماضی: «و من هرگز پرستنده نیستم آنچه را که شما پرستش کردهاید». اول میگوید «من این کار را نمیکنم»، دوم میگوید «من فاعل چنین کاری نیستم»؛ در واقع میخواهد بگوید محال است چنین چیزی که من پرستش کنم آنچه را که شما پرستش کردهاید. بار دیگر درباره آنها جمله را تکرار میکند: و شما هم هرگز پرستنده نخواهید بود معبود من را.
آیا تکرار است؟
اینجا جملهها به حسب ظاهر تقریبا تکرار شده است؛ آیا تکرار واقعی هم هست؟ اول میگوید : لااَعْبُدُ ما تَعْبُدونَ من عبادت نمیکنم چیزی (یا چیزهایی) را که شما عبادت میکنید. وَ لا اَنْتُمْ عابِدونَ ما اَعْبُدُ شما هم عبادت کننده نیستید آنچه را که من عبادت میکنم. بعد همان «لا اَعْبُدُ ما تَعْبُدونَ» به این صورت تکرار شده : وَ لا اَنـَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ.آن جمله «وَ لا اَنْتُمْ عابِدونَ ما اَعْبُدُ» نیز عینا تکرار شده.
بعضی گفتهاند صرفا تکرار و منظور تأکید است. قرآن در بسیاری از موارد روش تأکید و تکرار را به کار میبرد؛ یعنی یک جمله را مکرر بیان میکند برای اینکه میخواهد بیش از آنچه که با یک جمله میشود بیان و تثبیت کرد، تثبیت کند. مثل اینکه در سوره کوچک قمر ما میبینیم چهار