آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧
حقیقت خوابیده است؛ اصلا «کافر» یعنی کسی که انکار میکند چیزی را که میفهمد حقیقت است. بگو ای کافران و ای منکران حقیقت! و در واقع: ای دشمنان حقیقت! من از طرف خدا به شما اعلام میکنم که پیشنهاد شما بکلی مردود و مطرود است. لا اَعْبُدُ ما تَعْبُدونَ من عبادت نخواهم کرد آنچه را که شما میپرستید. وَ لا اَنْتُمْ عابِدونَ ما اَعْبُدُ شما هم هرگز خدای مرا پرستش نخواهید کرد؛ شما هم پرستنده نخواهید بود خدای من را. آنها در پیشنهاد خودشان گفته بودند که ما هم خدای تو را عبادت میکنیم. قرآن میفرماید: بگو شما هم هرگز عبادت کننده معبود من نخواهید بود.
درواقع میگوید این گونه عبادت، عبادت نیست. گیرم پیغمبر قبول میکرد ـ العیاذ بالله ـ که آنها بیایند یک سال بتها را عبادت کنند یک سال خدا را؛ آیا آن یک سالی که خدا را عبادت میکردند واقعا عبادت خدا بود؟ بدیهی است که خیر؛ خدا که شریک نمیپذیرد. در شریک نپذیرفتن، فرق نمیکند که شما نیمی از این عبادت بالخصوص را برای بت قرار بدهید و نیمی را برای خدا، مجموعا برای خدا و بت باشد، این نوعی شرک است، یا همهاش برای بت باشد، باز هم شرک است؛ عبادت امروز برای بت باشد عبادت فردا برای خدا، باز هم شرک است. آن عبادت فردا عبادت خدا نیست. آن کسی که امروز میآید به خیال خودش خدا را عبادت کند که فردا برود بتها را عبادت کند، همان عبادت امروزش هم عبادت خدا نیست.
فرمود: لا اَعْبُدُ ما تَعْبُدونَ من عبادت نمیکنم آنچه را که شما عبادت میکنید، من هرگز تن به چنین پیشنهادی نمیدهم، محال و ممتنع است که من آنچه را شما عبادت میکنید عبادت کنم. شما هم که مدعی هستید که به تناوب خدای من را پرستش کنید، دروغ میگویید؛ یعنی اینچنین