آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
این راه ]به انصراف رسول اکرم منتهی[ نشد و این نقشه نگرفت.
راه صلح و سازش
راه دیگری که قریش آمدند به پیغمبر اکرم پیشنهاد کردند، نوعی صلح و سازش بود اما بر این اساس که گفتند بیا یک کار دیگر میکنیم و آن اینکه نه، تنها خدای تو و نه تنها خدایان ما، بلکه کار را به اشتراک تقسیم میکنیم. این اختلاف را از میان برداریم به این نحو که تو و اتباعت یک دین داشته باشید، ما دین دیگر؛ چون میدیدند هر چه که زمان بگذرد به نفع دین اسلام است. گفتند دوره و نوبت میگذاریم، یک سال تو و اتباعت بیایید خدایان ما را پرستش کنید، سال دیگر ما همگی خدای تو را پرستش میکنیم به شکلی که تو میخواهی. بالاخره همه همرنگ همدیگر باشیم تا تفرقه در جماعت قریش نیفتد. دو سال که گذشت باز یک سال تو و اتباعت میآیید خدایان ما را پرستش میکنید، سال دیگر همه ما خدای تو را پرستش میکنیم و به این ترتیب، دیگر دوگانگی نیست، همه یک جور عمل کردهایم. این خودش یک فرمول خاصی برای صلح بود.
پاسخ قرآن
اینجا بود که این آیات نازل شد و پیغمبر اکرم رفت در مجمع قریش و در حضور عموم با صراحت تمام و با تعبیر بسیار کوبنده، به همان کسانی که این پیشنهاد را داده بودند، از طرف خدا این طور اعلام کرد: قُلْ یا اَیهَا الْکافِرونَ. یعنی این دیگر از زبان تو نیست، از زبان من بگو؛ ای پیامبر برو به اینها بگو «ای کافران!». خودِ «ای کافران!» فحش بود. آنها هم خوششان نمیآمد که «کافران» نامیده شوند. در مفهوم «کافر» انکار