آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
است که زن سهم بیشتری در تکوین فرزند دارد. و این که بعد ولی فرزند پدر است باز فلسفه دیگری دارد که رئیس خانواده به طور کلی مرد است، که آن حساب حساب دیگری است.
پس این فکر در میان مردم قدیم عموما و در جاهلیت عرب بالخصوص بوده است که دختر و به طور کلی زن سهم زیادی در تکوین فرزند ندارد، فرزند به مرد و فامیل مرد تعلق دارد و فرزندان دختران مال فامیل پدر دختر نیست، ملحقاند به فامیل شوهرها. نتیجه چه میشد؟ اگر کسی ده تا هم دختر میداشت میگفتند ای بیچاره بیاولاد؛ چون رشتهاش بریده و قطع میشد. میگفتند :
بَنونا بَنو اَبْنائِنا وَ بَناتُنا بَنوهُنَّ اَبْناءُ الرِّجالِ الاَْباعِدِ
شعر عرب جاهلیت است؛ میگفتند: پسران ما (فرزندان ما) منحصرا آنها هستند که از اولاد پسران ما به وجود آمده باشند، آنهایی که از دختران ما به وجود میآیند بچههای ما نیستند، بچههای مردم دور دست و غریبهها هستند.
شأن نزول آیه
پیغمبر اکرم از خدیجه سه دختر پیدا کردند: زینب، امّ کلثوم و کوچکترین آنها فاطمه سلام الله علیها، و دو پسر (و به قولی سه یا چهار پسر): قاسم و عبدالله یا عبیدالله[١] . پسرهای خدیجه مُردند و دخترها ماندند. هنوز دوران مکه است. دشمنها خوشحال شدند، گفتند که او بکلی منقطع الآخِر
[١] . ابراهیم از ماریه است كه او بعد پیدا شد.ـ طیب و طاهر.استاد: نه، طیب و طاهر از سر تعظیم است (فرزند نبی قاسم و ابراهیم است / پس طیب و طاهر ز سر تعظیم است)یعنی ]این اسامی[ فامیل اینهاست.