آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
سال تولد حضرت رسول و دوره ریاست عبدالمطّلب بود؛ یعنی شریف مکه جناب عبدالمطّلب بود. عبدالمطّلب به مردم مکه دستور داد که مقاومت نکنید؛ چون واقعا هم برای اینها قابل مقاومت نبود. آنها خیلی قوی بودند. اینها را قرآن هم «اصحاب الفیل» نامیده، چون با فیل به جنگ مکه آمده بودند. بعضی از مورخین اروپایی گفتهاند[١] ابرهه خودش روی تخت روانی سوار بود که آن را بر دوش فیلها گذاشته بودند و گفته بود با این فیلها من میروم این خانه کعبه را ویران میکنم، زیر پای فیلش میکنم و از این حرفها. وقتی به نزدیک مکه رسید مقدمة الجیشاش آمدند و از اموال و مواشی مردم هر چه گیرشان میآمد غارت کردند و بردند، از جمله دویست شتر از عبدالمطّلب.
عبدالمطّلب به حکم اینکه صفت ریاست مکه و سقایت بیت را داشت خودش از مکه خارج نشد. وقتی به او خبر دادند، حرکت کرد و رفت پیش ابرهه. آن دربانها و حاجبها چون عبدالمطّلب را شناختند و اسمش را شنیده بودند مانع نشدند. عبدالمطّلب مرد خیلی خوش قیافه و زیبا و قوی هیکلی بوده و قیافه جذاب و گیرای فوقالعادهای داشته. گفتند که رئیس قریش آمد. گفت بگویید بیاید. وقتی وارد شد، هیبت عبدالمطّلب یک مقداری او را گرفت. روی تخت نشسته بود. از یک طرف نخواست که عبدالمطّلب را روی تخت خودش بنشاند و از طرف دیگر نخواست خودش روی تخت باشد و عبدالمطّلب پایین نشسته باشد؛ خودش آمد پایین نشست تا عبدالمطّلب در کنارش بنشیند. مقداری که صحبت کرد، حالا منتظر است که عبدالمطّلب از او خواهش کند که از اینجا برگرد.
[١] . روشن نیست كه روی چه مدركی گفتهاند.