آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
داستان عام الفیل
اصل قضیه این است: میدانیم که در جنوب عربستان یمن است و در غربش ـ البته با فاصله چند کشور دیگر ـ حبشه. در دوره جاهلیت، بین حبشه و یمن یک نوع منازعاتی بوده است. یکی از منازعاتی که به یک نوع لشکر کشی کشیده شد این قضیه بود که مردم نجران ـ که بین یمن و حجاز و نزدیک مکه است[١] ـ قبلا یهودی بودند و بعد مسیحی شدند. (قصه آنها را در سوره «وَالسَّماءِ ذاتِ الْبُروجِ» در «قُتِلَ اَصْحابُ الاُْخْدودِ. النّارِ ذاتِ الْوَقودِ»[٢] خواندیم.) آن وقت حق هم داشتند که مسیحی بشوند، دین حق هم دین مسیحیت بود، و مسیحیهای واقعا مؤمن و درستی هم بودند. قرآن هم اینها را کاملا ]تجلیل[ میکند.
یمن پادشاهی داشت به نام ذونواس[٣] . او یهودی و خیلی متعصب بود. وقتی اطلاع پیدا کرد که مردم نجران که در قلمرو او هستند دین یهود را رها کرده و مسیحی شدهاند رفت آنجا که اینها را برگرداند و آنها شدیدا مقاومت کردند. بعد یک قتل عام کرد، اینها را در آتش انداخت، که در قرآن هم نقل شده. این خبر مثل توپ در دنیای مسیحیت پیچید. در آن وقت مسیحیت خیلی قوی بود. اصلا امپراطور روم خودش مسیحی بود. مردم حبشه که تحت الحمایه روم بود مسیحی بودند. یمن تحت الحمایه ایران بود ولی مردم ایران یهودی نبودند، ذونواس پادشاه یمن یهودی بود. وقتی به حبشه اطلاع رسید که ذونواس چنین کاری کرده است و مسیحیهایی را به جرم مسیحیت در آتش سوزانده، زن و مرد و بچه همه را آتش زده، لشکر کشی کردند و آمدند و ذونواس را از بین بردند و یمن
[١] . الآن جزء عربستان است.
[٢] . بروج / ٤ و ٥ .
[٣] . لقب پادشاهانشان اغلب با «ذو» شروع میشد و به اینها «اَذواء» میگویند.