آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
میکنند.
این کار مکرر انجام شده است. یکدفعه میریختند به خانه حضرت امام موسی کاظم. در مدینه یک وقت خیلی جنایت و خشونت کردند. در یک وضع بسیار بدی ریختند به خانه امام. اینها آنقدر تضییق میکردند که حتی نمیخواستند ائمه نان شبشان را داشته باشند؛ میگفتند اینها نباید چیزی داشته باشند. امام کاظم گاهی در شرایطی به سر میبردند که خانوادهشان به قدر کافی ساتر برای نماز نداشتند، به طوری که زنها وقتی میخواستند نماز بخوانند به نوبت میخواندند یا اگر میخواستند بیرون بروند، به نوبت میرفتند. این مقدار لباس نداشتند که خودشان را به قدر کافی بپوشانند. جلادها میریختند داخل خانه و هر چه بود غارت میکردند و میبردند.
ولی همه این کارها از نظر نفوذ و محبوبیت و علاقه مردم نتیجه معکوس میداد. مردم هر چه بود، به حسب فطرت مسلمان بودند و دنبال حقیقت میگشتند. بعضی از اینها هیچ ]روزنهای باقی[ نمیگذاشتند، در زمان امام صادق و زمان امام کاظم هر کسی را که تشخیص میدادند ]علاقهای به امام دارد،[ آن بهترین اصحاب و یارانشان را ]تحت فشار قرار میدادند. حاکم مدینه در زمان منصور[ داود بن علی یکی از یاران امام صادق را کشت. وقتی این مرد بزرگوار کشته شد امام صادق بسیار ناراحت شد که بعد هم طولی نکشید که بلا به سر خود آن قاتل آمد.
به هر حال این محبوبیت ائمه خشم و غضب اینها را بیشتر تحریک میکرد. آخر با امر معنوی و با حقیقت ]نمیشد مبارزه کرد.[ شیخ عباس قمی نقل میکند که یکی از خلفای اواخر دوره عباسی[١] سالها بعد از
[١] . عباسیون تا قرن هفتم بودند.