منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - نتيجهء انفاق حفظ موجوديت توانگران است يا تحكيم اوضاع اجتماعى ؟
اين گمان و توهمى است كه با توجه به آن چه ذيلا - مى نگاريم ، كاملا بىمورد و ناوارد خواهد بود :
١ - در اين آيه ، دو علت براى انفاق ذكر شده است :
الف - يكى ( « ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله » ) و طلب خشنودى خدا و راه خدا و براى خدا .
ب - ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) پايدار ساختن و استوارى نفوس بخشندگان و انفاق كنندگان .
اكنون ببينيم چطور ممكن است ، مقصود از ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) حفظ موجوديت انفاق كنندگان باشد ، اگر چه به هلاكت اقتصادى جامعه و سرايت و شمول فقر منجر شود . اين معنى قطعا ممكن نيست منظور شود ، زيرا با ( « ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله » ) منافات و تضاد صريح دارد . چون انفاقى كه فقط براى حفظ موجوديت عده اى باشد و به ديگر افراد و بندگان خدا نظرى نباشد و آنان به هر گونه به سر برند و به هر روز بنشينند ، اهميت داده نشود ، اين مبارزه با خداست نه طلب رضايت خدا و اين عمل را چگونه مى توان طلب رضاى خدا دانست .
٢ - در تفسير ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) ، مطالب متعددى گفتهاند ، از جمله