منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - ساير ملل ( اسلامى و غير اسلامى )
دگرگون شده و مذهبشان پر از خرافات و اوهام گشته است .
گروندگان اين گونه مذاهب را مى توان از اهل كتاب محسوب و در احكام و حقوق مانند اهل كتاب با آنان معامله و رابطه برقرار كرد و اگر در تتبع و تحقيق دست محقق به جايى نرسد و نتواند براى گروهى پيشوا و كتابى اثبات كند ، در صورتى كه آنان ادعاى پيشواى الهى و كتاب آسمانى مى نمايند ، بايستى با آنان رابطهء بىطرفانه اى مقرر ساخت يعنى آنان از حقوق عمومى انسانى بهره مند مى باشند . مال و جان و مقرراتشان محفوظ و محترم مى باشد . و اما اگر پيشوا و كتابى براى خود ادعا نكنند چنان كه در بارهء پيروان كنفوتسه چنين گفته مى شود ، اگر يك عده اصول فطرى مذاهب را قبول داشته باشند ( مثلا به خدا و معاد و نمايندهء خدا در روى زمين را اگر چه بعنوان حكما و مصلحين معرفى كنند ، اعتقاد داشته باشند ) . اينان نيز مانند همان گروهى هستند كه براى خود پيشوا و كتابى قائلند . نهايت امر اينست كه به جاى كتاب مدون ، به مقدارى از اصول اخلاق و رسوم پرستش خدا اعتقاد دارند .
اينان نيز با ملاكى كه در فوق گفتيم ، از نظر حقوق و احكام اسلامى به اهل كتاب شبيه هستند .
و اما گروههايى كه به هيچ گونه مذهبى وابسته نيستند ،