منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - رواياتى كه به نجاست اهل كتاب استدلال شده است
از اين معنى مى توان استفاده كرد كه : مسألهء نجاست ذاتى آنها مصطلح فقهى ، منظور پيشوايان ما نبوده است . ممكن است گفته شود : پيشوايان احكام نجاست را گوشزد مى كردند ، مانند اين كه در آبى كه يهود يا نصرانى دست برده است نمى توان دست داخل كرد ، يا اگر دستت را در آن آب داخل كردى آن را بشوى .
پاسخ اين توهم اينست كه اكتفاء به احكام نجاست در سائر موارد كه داراى يك جهت بوده است دور از منطق نيست ، و اما در مورد بحث ما كه نجاست داراى دو عنوان ذاتى و عرضى است اكتفاء به حكم ، دور از قواعد قانونگذارى عقلائى است ، زيرا مكلفين نخواهند دانست كه لزوم شستن دست براى نجاست ذاتى است يا عرضى .
دليل دوم - چون اهل كتاب و ساير فرق غير اسلامى از نجاسات معينه در شرع اسلامى اجتناب نمى كردند ، لذا هيچ دليل اطمينان آورى وجود ندارد كه اثبات كند منظور اين روايات نجاسات عرضى نبوده است و به همين جهت است كه محقق بزرگ ، حاج آقا رضا همدانى مى گويد :
« اين روايات هيچ گونه تلازمى با نجاست ذاتى اهل