منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - ساير ملل ( اسلامى و غير اسلامى )
است كه از عدم دقت در مفاد مذاهب مزبوره ناشى گشته است ، زيرا چنان كه گفتيم اين گونه مذاهب با زمينهء خود اسلام مخالفت ندارند ، بلكه با تفسير و توجيهات نظرى ، راههايى به يك مقصد انتخاب مى كنند ، حتى اگر كسى دقت كافى داشته باشد خواهد ديد گاهى مذاهبى به نام شخصيتهاى بزرگ در اسلام بوجود آمده است ، و حال آن كه عقائد آن شخصيت ، غير از بعضى نظريات مخصوص در تفسير معارف اسلامى ، چيزى نمى باشد . مانند شخصيتهاى كلامى و فقهى . مثلا « باقلانية » و « حنفيه » و « شافعيه » يا « هادويه » ( مقصود آقا شيخ هادى تهرانى است ) . . و غير ذلك .
هيچ گونه جاى ترديد نيست كه همهء اين مذاهب تابع ايدهء اسلام و از هيچ گونه روابط اجتماعى اسلامى با همديگر ممنوع نيستند . از قبيل ازدواج ، ارث .
ب - مذاهبى هستند كه از زمرهء مسلمانان شمرده مى شوند ولى منكر بعضى از اصول اسلام هستند مانند ناصبىها .
اينان يك اصل روشن اسلام را كه عبارتست از محبت خاندان عصمت منكر مى باشند ، ( البته ناصبى به معناى حقيقى آن پس از دوران بنى اميه رو به كاهش گذاشته است ) و امروز چنين گروهى