منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - ساير ملل ( اسلامى و غير اسلامى )
نه به خدا ايمان دارند ، و نه فردى را به عنوان پيشواى ما فوق الطبيعه مورد پيروى قرار مى دهند ، و نه يك عده تكاليف و وظائفى را بعنوان دستورات الهى انجام مى دهند . اين گروه به دو قسمت تقسيم مى گردند :
گروه يكم - در صدد انكار امور ما وراى طبيعى نيستند و مى گويند : آن چه كه بر ما ثابت شده است همين زندگانى است و بس و اما خدا و اديان ممكن است صحت داشته باشد و ممكن است باطل بوده باشد ، اگر چه براى افرادى كه از زندگانى خود آگاه و همه جانبه بىبهره هستند چنين وضعى قابل تصور است ، ولى زندگانى با چنين وضع بىخيالى منطق واقعى زندگانى را ناديده گرفتن است زيرا عقل و وجدان انسانى حكم قطعى مى كند كه اگر موضوع بىاهميتى براى او مورد احتمال بوده باشد بايستى حساب خود را با آن موضوع تصفيه كند ، و چه موضوعى بالاتر از « خدا » ، و چه موضوعى با اهميتتر از اين كه شايد از من در اين زندگانى به اضافهء خوردن و خوابيدن كار ديگرى خواسته شده است . بهر حال اينان به حكم اهل كتاب محكوم نيستند و فقط از حقوق عمومى انسانيت و شخصيت انسانى به معناى عمومى بهره مند مى باشند .