مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٢ - ٨- نقد مكتب كانت
- ٨- نقد مكتب كانت
مىبينيم كه كانت- و هر فيلسوف ديگر- تنها زمانى در زنجيرهاى از اشتباهات گرفتار آمده كه به «اللَّه» آفريننده آسمانها و زمين كفر ورزيد. اين اشتباهات دقيقاً به سان خطاهاى اخترشناسى كهن است كه محور بودن خورشيد را انكار مىكرد. شايستهتر آن بود كه كانت به «حقيقت» باز مىگشت و به «خدا» ايمان مىآورد تا بدين ترتيب بتواند تمامى گزارههاى علمى را به چارچوب صحيح خود بازگرداند، ولى كانت از يك سو هنگامى كه دريافت تفاوت فكرى ميان فلاسفه اعتمادى براى اين شاخه از علوم باقى نگذارده است ليك از سوى ديگر نمىتوان بطور كلّى از آنها بىنياز بود، زيرا آن همچون هوايى است كه نمىتوان به صرف آلوده بودن از آن چشم پوشيد. پس ناگزير بايد راه حلّى يافت، و او اين راه حلّ را در جمع دو شيوه معروف منطق: شيوه تجربى و شيوه عقلى يافته است، با اين توجيه كه تجربه نيز نيازمند عقل است تا به نتايجش برسد.
كانت در زمينه فلسفه عالى (فوق مادى) ناتوانى خود را از شناخت آن اظهار مىكند، و لذا گزاره را واژگون مىكند (چنانكه كوپر نيك چنين كرد) او اعلان كرد انسان، محور فلسفههاى عالى است وعكس آن درست نمىنمايد، زيرا ما نمىتوانيم جهان را بشناسيم، مگر با شيوهاى كه ذهن ما اقتضاى آن را دارد، پس بگذاريد آنچه را در ذهن ما مىگذرد تحليلكنيم، بىآنكه بخواهيم جهان پيرامون خودرا بشناسيم. [١] بدين ترتيب كانت به چيزى اعتراف مىكند كه ديگر فلاسفه از آن سكوت ورزيدهاند و اين همان ناتوانى از شناخت حقيقت جهان پيرامون ماست تنها با تكيه بر عقلهاى ما، زيرا آنها به رسالتهاى آسمانى، و عقل به سان نورى والاتر از تأثيرات مادّى باورى ندارند.
[١] - به «سير حكمت در اروپا» ج ٢، ص ٢٣٠ رجوع شود.