مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٩ - ٤- مكتب نوافلاطونى و نقد آن
(الف) از خلال زنجيرهاى از بايدها و نبايدها. (ب) آزادى فرد را اساس وجود او مىشمارد و توبه پس از گناه را مهمترين حكمت تلقّى مىكند، و اين همان چيزى است كه مكتب رواقيان از آن روى بر مىتابد و ادّعا مىكند كه فضيلت، تجزيه نمىشود و شخص حكيم كسى است كه به همه ابعاد فضيلت پايبند باشد و جزئيات اهمّيتى ندارند. [١]
چهارم- بدون ترديد انديشه برادرى بزرگترين رهاورد مكتب رواقيان است، ولى با گوشه نشينى و تكبّر آنها- چنانكه بيان شد- ناهمسوست.
پنجم- انديشه آنها پيرامون عبادت- به رغم درستى كلّى آن- با ديدگاه ايشان پيرامون مخلوقات منافات دارد، چه اگر آفريننده و آفريده يكى باشند ديگر عبادت براى چه؟ و چه كسى بايد چه كسى را بپرستد؟
ششم- تأكيد آنها بر پوچى منافع زمينى با بُعد انسانى كه بدان اعتراف دارند تعارض دارد. انسان بر زمين زندگى مىكند و لاجرم بايد با هر عاملى كه در زمين جريان دارد تعامل داشته باشد، و توضيح دادهايم كه مصالح زمينى (مادّى) نبايد فراموش شود، اگرچه ارزش چشمداشتهاى معنوى بيشتر است.
- ٤- مكتب نوافلاطونى و نقد آن
در سال ٢٥٠ پس از ميلاد افلوطين اسكندرانى، انديشههاى افلاطون و فيثاغورسى نوين را با تصوّف خاور درهم آميخت و فلسفهاى جديد از آنها پرداخت كه در پارهاى آيينهاى مسيحى و برخى ديدگاههاى فلسفى مسلمانان و حتّى فرق اسلامى بيشترين اثر را بر جاى نهاد.
ارزشهاى اين فلسفه جديد چنين است:
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٤٥.