مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٥ - ٢- مكاتب اخلاقى تكامل مىيابند
- ٢- مكاتب اخلاقى تكامل مىيابند
آيا هستى از هيچ، پديد آمده است؟ و يا بدون هيچ گونه سببى از دل غيب تصادفاً رخ نموده است؟ پس دراين صورت، اين نظام حكيمانه موجود در هستى، چيست؟
و اگر آدمى يكى از موجوداتى است كه با جهان پيرامون خود تأثير و تأثّر متقابل دارد، پس پيوند او با اين هستى كدام است؟ آيا او در هستى اثر مىنهد، يا از آن اثر مىپذيرد؟ آيا او هستى را مىپردازد و يا هستى او را مىسازد؟ و در نتيجه آيا او در سرنوشت خود سهيم است و يا طبيعت كور، او را به سرنوشتى نامعلوم مىكشاند؟
و مهمتر از همه اينها، آيا انسان چيزى را درك مىكند و يا همه پديدهها بر او پنهان و نهفتهاند؟ و اگر درك مىكند چه كسى گفته است كه درك او درست است؟
اينها همه پرسشهايىاند كه فلسفه عهدهدار پاسخ بدانهاست. و هر فلسفهاى كالاى خود را به اين بازار پررونق آورده است:
اوّل- گروهى به خداى جهانيان كفر ورزيدند، و يا گفتند كه صاحب عرش ناتوان است و خلايق از او فيضان يافتهاند- چنانكه جويبارها از چشمه فيضان مىيابند- بىهيچ آگاهى و يا توانى، و بدين سان امور خلايق را بديشان واگذار كرده است پس نه وحىاى در كار است نه رسالتى و نه اخلاقى كه الهام شود و نه ارزشى كه از بالا فرود آيد.
در نتيجه بيشتر مكاتب فلسفى به اين ديدگاه منتسب مىباشند و سپس هر يك در تفسير اخلاق و پياده كردن آنها با ديگرى بشدّت اختلاف يافته است.
ليكن مؤمنان به خداوند رحمان و رحيم ايمان دارند كه خداوند آنها را بيهوده رها نكرده است و رحمتش پيوسته بر ايشان فرو مىريزد و قدرتش بر ايشان احاطه دارد، و رسالتهاى خويش را كه نور و روشنايى است بر آنها فرو فرستاده است و اين