مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥١ - سوم- پيشرفت
رساند. جامعه چونان پيكر واحدى است كه نبايد در حقّ عضوى از اعضاى آن به خاطر عضوى ديگر كوتاهى شود، زيرا وجود همه اعضاء براى اين پيكر، لازم است واين چنين است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله جامعه اسلامى را چنين تشبيه مىفرمايند كه: «مسلمانان در همدوستى وهمرحمى، چونان يك پيكرند كه اگر عضوى از آنان ناراحتى داشته باشد ديگر اعضا با تب وبيدار خوابى با او همدردى خواهند كرد» [١].
اين توازن ما را به نظريه رسكو پاند در «مهندسى مصالح اجتماعى» نزديك مىكند، با اين تفاوت كه پاند براى ما سنجهاى مشخّص نكرده است كه در برترى دادن يك مصلحت بر مصلحت ديگر بدان بازگرديم.
چهارم- هنگامى كه نظم وعدالت استقرار مىيابد ومصالح جامعه تكامل پيدا مىكند قانون به وظيفه كامل خود پرداخته است و دراين هنگام قطار جامعه به سوى مقصدى كه براى خود مشخّص كرده به راه مىافتد. جوامع در اين مقصد با يكديگر تفاوت دارند، ليكن هدف مشترك آنها- چنانكه به نظر مىرسد- رشد مادى جامعه وبه كارگيرى بيشتر مواهب الهى از طبيعت است واين همان هدفى است كه برخى آن را تمدّن (تحوّل، ياپيشرفت تمدّنى، يابه كارگيرى طبيعت ونظاير آن) مىنامند وآن رادر راستاى اهداف حقوق قرار مىدهند.
در واقع اين هدف والاى جامعه تلقّى مىشود نَه هدف حقوق، بلكه قواعد حقوقى براى محقّق كردن آن هدف، شرطِ اساسى آن را تحقّق مىبخشد كه همان استقرار عدالت وقسط است.
[١] - حديث شريف.