مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٤ - فرمانبرى در مكاتب دينى
بىخوابى مىكشم و خواب را بر خود حرام مىكنم و ديدار تو آرام ديدگان من است و رسيدن به تو آرزوى جان من است و شوقم به سوى تو پر مىكشد»، تا اينكه مىگويد: «اى نعمتم و بهشتم و اى دنيايم و آخرتم» [١].
دوم- زيرا خداوند سبحان، نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر ما كامل گردانيده و فرمانبرى عبد از ولى نعمت خود از احكام ثابت عقلى است.
سوم- زيرا خداوند سبحان، براى اهل اطاعت، پاداش و براى گنهكاران، كيفر مقرّر كرده و مىفرمايد:
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ [٢].
«پس هر كس به وزن ذرّهاى نيكى كرده باشد آن را مىبيند و هر كس به وزن ذرّهاى بدى كرده باشد آن را مىبيند.»
به نظر مىرسد اين عوامل در جان مؤمن با يكديگر در هم مىآميزند و او را به اطاعت از خداى وا مىدارند و كسى كه در كتاب خدا ژرفانديشى كند در مىيابد كه چگونه اين عوامل در وجودش در هم مىآميزد.
چهارم- آدمى ساخته و پرداخته خداوندى مىباشد كه او از روح خود در آن دميده است و بر اين اساس در وجدان آدمى عشق، علم و عزم را به وديعت نهاده و غرايز را در او متمركز ساخته است وسنّتهاى آفرينش را در آدمى به اجرا درآورده وبدين ترتيب جان او از ارزشهاى حقيقت آكنده شده است و زندگيش به انبوهى از نظامهاى طبيعى (سنّتهاى آفرينش) پيوند خوردهاند كه نمىتواند از آنها جدا شود. آدمى هنگامى كه از خدا فرمان مىبرد با اين معانى (عشق، علم و عزم) هماهنگى مىيابد كه خداوند در او به وديعت نهاده است، و با سنّتهايى يكى مىشود كه با آنها تأثير وتأثّر متقابل دارد وبدين ترتيب احساس خشنودى و آرامش مىيابد و در غير اين صورت احساس گسستگى و ناامنى مىكند. بدينسان فرمانبرى از خدا وارزشهاى
[١] - همان، مناجات المريدين: «فَأَنْتَ لَاغَيْرُكَ مُرادِي، وَلَكَ لَالِسِواكَ سَهَرِي وَسُهادِي، وَلِقآؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي، وَوَصْلُكَ مُنى نَفْسِي، وَإِلَيْكَ شَوْقِي، .... يا نَعِيمِي وَجَنَّتِي، وَيا دُنْيايَ وَآخِرَتِي».
[٢] - سوره زلزل، آيات ٧ و ٨.