مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١٧ - اوّل- مفهوم كلمه آفرينش چيست؟
حقى است قائم به خداوند متعال، ولى اين بدان معنا نيست كه انسان، سايه، يا وجودى خيالى و يا نقش بر ديوار غيب مطلق است.
اعتراف به اينكه همه هستى حق است در ساختارِ ارزشهاى حياتى نخستين نقطه بهشمار مىآيد، زيرا تقريباً همه ارزشها برخاستهاز اعتراف بهوجود موجوداتاست.
٢- اينكه انسان، مادامى كه مخلوق است پس او همواره ناقص است، مگر نه اين است كه آفريده نيازمند آفريننده خود است؟
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ [١].
«اى مردم! شما (همگى) نيازمند به خداييد؛ تنها خداوند است كه بىنياز و شايسته هرگونه ستايش است.»
مگر نه اينست كه آفريده بسته به آفريننده است؟
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ... [٢].
«و صبر كن، و صبر تو فقط به توفيق خداست، و به خاطر آنها اندوهگين و دلسرد مشو ...»
و نيز انسان از ضعف و ناتوانى آفريده شده است:
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِن ضَعْفٍ ... [٣].
«خدا همان كسى است كه شما را آفريد در حالى كه ضعيف بوديد ...»
چنانكه انسان، آزمند خلق شده است:
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً [٤].
«به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است، هنگامى كه بدى به او رسد بىتابى مىكند، و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مىشود (و بخل مىورزد).»
٣- اينكه آدمى شايستگى تكامل دارد. آيا آنكه او را از هيچ آفريده نمىتواند بر كمال او بيفزايد و جسم، عقل و قدرتش را فزونى دهد؟
[١] - سوره فاطر، آيه ١٥.
[٢] - سوره نحل، آيه ١٢٧.
[٣] - سوره روم، آيه ٥٤.
[٤] - سوره معارج، آيات ١٩- ٢١.