مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٨ - هفتم- ارزش و رفتار
از اين گذشته، بسيارى از شيوههاى رفتارى كه از فرد سر مىزند در زمان برخورد او با ايستارهاى گوناگون اجتماعى است كه فرهنگِ شخص آن را به عنوان شيوهاى پسنديده وانمود مىكند كه خود بيش از مواردى است كه فرد آن را شايسته رويكرد مىداند.
به ديگر سخن: رفتار، ناشى از تأثير و تأثّر متقابلِ ميان دو سوست كه يكى رو به سوى موضوع و ديگرى رو به سوى ارزش دارد پس رفتار تنها با ارزش، مشخّص نمىشود و در كنار آن نيازها و شرايطِ همراه با موضعگيرى نيز يافت مىشود.
آرى! مىتوانيم بگوييم رفتار گاهى مىتواند براساس تغيير غلط ارزش باشد. براى مثال: فردى به ارزش عدالت ايمان دارد. ولى به سبب خطا در تفسير عدالت ستم مىكند. اگر فردى را مىبينيم كه بيداد مىكند نمىتوانيم بگوييم كه او به ستم- چونان يك ارزش- ايمان دارد، ولى گاهى ستم را به عدالت تفسير مىكند. پس چگونه رفتار مىتواند بيان كننده دقيق ارزش باشد؟
از همين رو برخى ارزش را چنين تعريف مىكنند كه: مفهومى است دلالت كننده بر مجموعهاى از گرايشهاى معيارى و محورىِ فرد در ايستارهايى اجتماعى كه اهداف كلّى او را در زندگى مشخّص مىكند و به وسيله رفتار عملى و بيان او هويدا مىشود [١].
دكتر خليفه، هفت شاخصه ارزش را چنين بيان مىكند:
اوّل- ارزش، سنجهاى است كه به مقتضاى آن داورى مىكنيم و بر اساس آن در ايستارى كه چندين جايگزين دارد، امر پسنديده و مرغوب را گزينش مىكنيم.
دوم- از خلال ارزشهاست كه اهداف، مشخّص و ابزار تحقّق اين اهداف، مرزبندى مىشود.
سوم- داورى منفى و يا مثبت پيرامون نمودهاى مشخّص مهارت در پرتو روند ارزشگذاريى صورت مىپذيرد كه فرد بدان مىپردازد.
[١] - ارتقاء القيم، ص ٥٥.