مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٤ - دوم- عدالت
طرفين جايز مىشمرد. قرآن كريم مىفرمايد:
... لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ ... [١].
«... اموال يكديگر را بباطل (و از طريق نامشروع) نخوريد، مگر آنكه تجارتى باشد كه هر دو طرف بدان رضايت داده باشيد ...»
٣- مشروعيت عدالت؛ برخاسته از درون خود عدالت است و عدالت- چنانكه هنگام بحث پيرامون امنيّت، گفتيم- هدف استقرار و ثبات و حتّى هدف زندگى است و «ارزش» عدالت نقشى بنيادين در استقرار و ثبات دارد، زيرا فطرت انسان او را به مبارزه براى به دست آوردن حقّش فرا مىخواند، پس اگر حقّش بدو داده شد آرام مىگيرد و الّا بر سر خشم مىآيد و امنيّت را بر هم مىزند.
حتّى پيشرفت هنگامى حاصل مىشود كه فرد احساس كند تلاشش تباه نمىگردد، امّا اگر دريابد كه كوشش او به سرقت مىرود ديگر چرا بكوشد و حتّى ممكن است به اين نتيجه برسد كه نزديكترين راه براى رسيدن به خواستهايش، دزديدن تلاش ديگران و بهرهورى از آنهاست، از اين رو فايده حقوق آن است كه هر انسانى به نتايج تلاشش آگاهى مىيابد و حدود عملكرد ديگران نسبت به خود را درمىيابد.
«باتيفول» چگونگى سرقت تلاش ديگران را توصيف مىكند و مىگويد: چنين رفتارى به حقارت شخصى منجرّ مىشود كه تلاشش دزديده شده، اين خلل در توازن به وضعيّتِ نابسامان در زندگى اجتماعى منجر مىشود. [٢]
چكيده سخن، آنكه اگر چه عدالت ارزشى است كه نشانههاى آن آشكار نيست، ليكن هيچكس دراين ترديد ندارد كه مهمترين ارزش انسانى است و اگر اختلافى در عدالت ديده مىشود از دوروست:
١- به سبب اختلاف شرايط، زيرا عدالت در همه زمانها و مكانها يك شكل ندارد و از همين رو ارزشى كلّى گرديده است كه قانونگذار يا قاضى براى صادر كردن حكم و يا اجراى آن، انديشههاى مثبت را از آن الهام مىگيرد.
[١] - سوره نساء، آيه ٢٩.
[٢] - فلسفة القانون، ص ٩٦.