مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣ - نقد ديدگاه ذهنى در ارزش
همچنان آزاد است. اين شعور و احساس، همه روزه در بيش از يك بُعد با ما همنفس است و حتّى اگر اندكى دقّت كنيم خواهيم ديد كه زندگى روزانه ما زنجيرهاى از گزينشها در همين عرصه است آيا با اين اوصاف، ديگر كوچكترين شكّى در «آزادى» فرد در برابر اهرمهاى فشار اجتماعى باقى مىماند؛ اهرمهايى كه بايد آنها را يك يك مورد كندوكاو قرار دهيم و نمىتوان بهگونهاى مطلق در صدد كاوش آنها در آمد، گويى اين اهرمها به صخرهاى سخت مىماند و آنگونه كه دوركهايم مىگويد تجزيهپذير نيست. آيا پژوهش مطلق و صدور احكام مطلق و فراگير از روح علم و تجربهاى دور نيست كه منطق پوزيتيويستى به سوى آن مىخواند؟ [١]
سوم- مكتب اجتماعى بر دگرگونپذير بودن ارزشها در جوامع به عنوان دليلى تكيه مىكند كه اين ارزشها را محصول جامعه مىشمارد، در حقيقت اين دليل ادّعايى، نيرومندترين دليلى است كه ايشان در سخنشان بر آن تكيه مىكنند.
براى مثال دكتر قبارى مىگويد:
ظهور ديدگاه نسبيت «Relativity»، پيدايش علوم قومنگارى «Ethnography»، نژادشناسى «Ethnology» و پژوهشهاى انسانشناسى «Anthropology» اجتماعى- قومى، اصول مهمّى را براى ما به ارمغان آورد، زيرا موجب شد ذهنها به بُعد اجتماعى و ابعادى فرهنگى روى آورند كه در ژرفاى حقيقت اخلاقى نهفته است و به مشاهدات ما تكيه دارد كه حاكى از دگرگونپذير بودن سامانههاى اخلاقى متناسب با دگرگونى در زمان و مكان است.
«رنه دكارت/Rene Dekart » هنگام سخن پيرامون اسلوب بر اين انديشه تأكيد مىكند و مىگويد: «چه اختلاف سترگى در طبيعت شخص پيش مىآيد اگر مقدّر مىشد به جاى زندگى در ميان فرانسويها و آلمانيها زندگى خود را در ميان چينيها و وحشيان سپرى كند». [٢]
يكى از پيروان مكتب اجتماعى «ليوى بريل/Levi Brill » اين گرايش را تحوّل
[١] - براى آگاهى بيشتر مىتوان به كتاب «المنطق الاسلامي، اصوله ومناهجه» از همين نگارنده رجوع كرد.
[٢] - علم الاجتماع والفلسفه، ج ٣، ص ٧١- ٧٢.