مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٧ - ٧- اخلاق كانتى
است و انجيل نوين همان انجيل اربابان و فاتحان است و هر انسانى بايد به سوى نمونه والايى ره بپويد كه در انسان والا جلوهگر است و اين جز با شجاعت، تصوّف و قربانى كردن سخاوتمندانه خويش حاصل نمىآيد. [١]
«رابليه/Rabelais » از روانشناسى بهره برده است و چنين مىپنداشت كه پرورش بشرى مىتواند تيپى از مردم را بيافريند كه از «غريزه و گرايشهايى بر خوردارند كه هماره آنها را به سوى اخلاق والا مىكشاند. [٢]»
«هيوم/Hume » و گروهى از فلاسفه همراه او اخلاق را حساسيتى فيزيكى مىدانستند و معتقد بودند كه مىتوان از راه تربيت و ايجاد يك نردبان عقلى از پاداشها و كيفرها به گونهاى مصنوعى و ساختگى اخلاق را در يك فرد پديدآورد به گونهاى كه خود بخود به سوى اخلاق والا بگرايد. [٣]
ما در جاى ديگرى پيرامون اخلاق الهام گرفته از جامعهشناسى در نگاه دوركهايم و ليوى سخن گفتهايم.
- ٧- اخلاق كانتى
پس از بحث پيرامون مكاتب برخوردار از اخلاق فوق مادى و علمى، بياييد در مكتب «كانت/Kant » درنگى داشته باشيم و به زاويهاى از آن بنگريم كه با نظريه ارزشها در پيوند بوده و امروزه دستمايه گفت و شنودهاى بسيارى است، آنجا كه مىبينيم انديشه اخلاقى نوين روبه سوى عملكردهاى اخلاقى واقعى و آزمونهايى اخلاقى دارد كه عملًا در زندگى روزمرّه پياده شده است. [٤]
[١] - المذاهب الاخلاقيّة الكبرى، ص ١٠٥.
[٢] - همان، ص ١٠٦.
[٣] - همان، ص ١٠٧.
[٤] - همان، ص ١١١.