مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١٩ - اوّل- مفهوم كلمه آفرينش چيست؟
برتر تحوّل مىبخشد، تنگ چشمى و بخل، او را از رسيدن به كمال باز مىدارد و چه بسا به سقوطش كشاند.
... وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاءُ ... [١].
«و هر كس كه بخل ورزد در حق خود بخل ورزيده است، زيرا خدا بىنياز است و شما نيازمندانيد ...»
٤- چون خداوند از هرگونه نقصى والاتر است و هيچ حدّ محدودى او را مرزبندى نمىكند و بخششش بريده بريده نيست، او خداوند زوالناپذير و بزرگ است و فيض رحمت گسترده او گسستگى ندارد، بنابراين تكاملِ آفريده او حدى ندارد، و تحوّل او به سوى وضعى برتر پايانى نمىشناسد حتّى بهشتى كه آرزوى نهايى مؤمنان است، جامد و ايستا نيست، بلكه درون آن آكنده از بركت است كه خداوند براى مؤمنان آنچه را در آن بخواهد فزونى مىبخشد. از اين رو حركتِ انسان در مسير تكامليش پايانناپذير است، و حدّ و مرزى ندارد.
دوم- مفهوم واژه عبادت چيست؟
پرستش و عبادت خداوند چيست؟ در يك سخن، عبادت همان وسيله تكامل، راه مستقيم به سوى رسيدن به خداوند متعال، و به سوى هرگونه تكامل، و رستگارىِ مطلوب و تحوّل به سوى وضعى والاتر است.
چرا كه عبادت الهى حقايق زير را در بردارد:
١- اعتراف به همه مفاهيم آفرينش كه قبلًا گفته شد. من آفريده هستم پس من حقّم، ليكن هنوز كمال نيافتهام و براى رسيدن به اوج، فرصتهاى پايان ناپذير را در پيش رو دارم. اين نقطه حركت مخلوق به سوى همه صفات جلالى و جمالى است.
٢- تسليم در برابرِ حقايق موجود كه همان نامهاى نيكو و نشانههاى خداوندى هستند كه در آفريدههاى او تجلّى مىيابند و نيز پذيرفتن سخنان الهى كه به پيامبرانش
[١] - سوره محمّد صلى الله عليه و آله، آيه ٣٨.