مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٥ - مسيحيّت
آسمانها در نياييد [١].» (متى ٨- ٥)
در حقيقت، مسيحيّتى كه ٢٠ قرن جهان غرب را راهبرى كرد از همان چشمه يهوديّت جوشيده است، و هر دو در اصل پرتو يك چراغاند، ليكن تفاسير گوناگون نصوص اين دو مذهب كه در بيان حقايق گوناگون آمده است، و افزايش در آن به سبب نفوذ فلسفه يونانى و قوانين روم، همه موجب تناقض در آن دو شده است، و با تأمّل درمىيابيم كه بنيادهاى اين دو رسالت يكى است (و يكديگر را تصديق مىكنند چنانكه هر دو اسلام را تصديق مىكنند). اين بنيادها در ارزشهاى حق (عدالت قاطع)، رحمت (عشق، و ارزيابى ضعف بشر)، بزرگداشت دانش و انديشه (شناخت و ايمان) جلوهگر مىشوند.
به سبب بىاعتقادى به اينكه رسالتهاى الهى خاستگاهى غيبى دارند مؤرّخى مادّى چونان «گريگوار» را مىبينيم كه مىگويد:
«ليكن مسيحيّت پس از اتّحاد، تحوّل يافت و تركيبى را تحقّق بخشيد برآمده از گرايشِ مسيحى محض كه خدا را «پدرى» مىداند و بايد بدو «مهر» ورزيد و انديشه عبرى كه خدا را «اربابى» مىشناسد و بايد از او «هراسيد» و مفهومى يونانى كه خدا را «هوشى» والا مىشمرد و بايد از نظر عقلى «به قوانينش» احترام نهاد. [٢]»
در هر حال، امروز مسيحيّت به مذاهب گوناگونى تقسيم مىشود كه هر مذهب به يكى از اين ارزشهاى سه گانه استوار است: قدرت (عدالت قاطع)، دوستى (گذشت و بخشايش)، هوش (شناخت و عقل).
اين ارزشها از نظر ما سه نام از نامهاى نيك خداوند يكتا هستند، پس اوست خداى عزيز (با قدرت، كيفر و پاداش دهنده)، و اوست خداوند دوست (رحمان، رحيم و غفور) و اوست خداوند بزرگ (متعالى، متكبّر و آفريننده آسمانها و زمين).
مذاهب سهگانه مسيحى عبارتنداز:
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٧٩.
[٢] - همان، ص ٨٠.