مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٠ - گورويچ
بر عهده گروهى از مردم نهاده شده است كه خدا و رسولان او را، ناديده يارى مىرسانند. در حديثى منقول از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است كه فرمود:
«ظالم غشوم خير من فتنة تدوم».
«ظالمى بيدادگر بهتر از فتنهاى پاياست.»
پس ظالمى كه نظم برقرار كند اگرچه بيداد باشد بهتر است از فتنهاى كه دوام يابد وهرج و مرج برپا كند كه دراين صورت ديگر نه نظمى و نه عدالتى در كار خواهد بود.
هنگامى كه به گذشته نظر مىافكنيم، و رويدادهاى تاريخى را بررسى مىكنيم درمى يابيم كه مردم در جستجوى امنيّت و سامان دادن به پيوندها به حقوق پناه بردهاند و سپس هدف از آن را عدالت قرار دادهاند.
شايد ما در فصل بعد- به خواست خدا- به كاوشهاى تاريخى باز گرديم. هنگامى كه ما استقرار نظم را هدف مستقيم حقوق قرار دهيم حقوق برتر حقوقى خواهد بود كه در برقرارى امنيّت، كاناليزه كردن پيوندها، نگهداشت قواعد و برپا كردن كيفر، توانمدتر باشد.
٢- استقرار نظم، درجاتى دارد كه با جلوگيرى از هرج و مرج آغاز مىشود و با وضع احكام قانونى براى هريك از عملكردهاى خُرد و كلان زندگىِ بشرى و حوادث مورد انتظار آن به انجام مىرسد. و ما بايد- آن گونه كه در آغاز گفتيم- هر درجه از استقرار را بكاويم و آن را با ديگر ارزشها بسنجيم. پس سادهترين مراتب ثبات (امنيّت) بر عدالت مقدّم مىباشد، ولى مراتب پيشرفته و بالاى ثبات بر عدالت برترى ندارد.
به ديگر سخن: هرگاه درجهاى از ثبات را محقّق كرديم بايد در راه محقّق كردن هدف اين درجه با فراهم كردن عدالت بكوشيم، و بدين ترتيب درجات تكامل حقوق نسبت به همه اهداف سهگانه حقوق (امنيّت، عدالت و پيشرفت) پىدرپى ادامه مىيابد. اينك نمونهاى مىآوريم:
يك حقوقدان جزيرهاى را كشف مىكند كه آدميانى كه هيچگونه پيوندى با جهان ندارند در آن زندگى مىكنند، پس اگر اين حقوقدان بر آنها حاكم شد و قصد سامان دادن به زندگى ايشان كرد بدون ترديد كار خود را با وضع چند قاعده آغاز مىكند كه پيوندهاى آنها را با يكديگر نظم مىبخشد، ليكن همين كه توفيق مىيابد وحتّى