مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٠ - نقد اديان لائيك
مردم در زندگى به شكل مجموعههاى كندويى كه هريك از آنها آميختهاى از «ديرتيليم» [١] و از اردوگاه پيشاهنگى وسازمانى استوار بر اصل «زور از راه شادمانى» است ... اين مجموعه به گونهاى زندگى مىكند كه مىتواند- به طور خود كفا- خود را با ثمره تلاش همگان اداره كند «و كار را، همچون يك بازى ورزشى از سوى تيمهايى كه با فعاليّت روحبخش به رقابت با يكديگر برمىخيزند انجام مىدهند»، چنانكه هر عضوى از آن مىتواند همه گرايشهاى خود (حتّى تمايلات جنسى) را با آزادى كامل برآورد. [٢]
نقد اديان لائيك
ارزشهايى كه اين اديان بدان فرا مىخوانند با ارزشهاى مسيحيّت مشابهت دارد كه اروپا از آن آكنده شده و تمدّنش را بر آن استوار ساخته بود، ليكن مكتبهاى لائيك سرچشمه اين ارزشها را ناديده مىگيرد و مىكوشد تنها از جويبارهاى آن بهره گيرد و با اين كار اصالت و مستدل بودنش را از دست مىدهد. براى مثال اگر چنانچه جهان بر نظمى كه خدايى حكيم و عليم آن را مىگرداند استوار نباشد، پس چرا بايد خالصانه كوشيد و كار كرد؟ و كار جمعى چرا؟
و به كار گرفتن منابع زمين و پيشرفت با كدامين انگيزه؟ دين مىآيد تا ريشههاى اين ارزشها را به گونهاى مفصّل و قانع كننده بيان دارد و اگر دين را حذف كنيم چيزى را حذف كردهايم كه جايگزينى مناسب براى آن نتوان يافت.
درباره ارزشهاى پوزيتيويستى كه كنت ارمغان آور آن بود بحث كرديم، ليكن بگذاريد اين سؤال را مطرح كنيم: انسانيّتى كه كنت آن را در جايگاه الوهيّت نهاده كدام است، در كجا نهفته و نماد آن چيست؟
ما مىدانيم كه ديدگاههاى امروز غرب براساس منطق پوزيتيويستى استوار است،
[١] - اين براساس تخيّل شاعرى فرانسواى (رابليه) است كه گروهى از طرفداران نحله اپيكوريسم در ديرى با اين نام گردهم جمع شده بودند تا شاديهاو تن آساييها را بچشند.
[٢] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٨٧- ٧٨.