الفقه الاسلامى آداب بيمارى و احكام وفات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧ - ب- با بيمارى چگونه برخورد كنيم؟
فإن الشفاء منّي» [١].
«پيامبرى از پيامبران الهى بيمار شد پس گفت: من مداوا نمىكنم تا اينكه آن كس كه مرا بيمار ساخته، شفايم دهد. خداوند به او وحى فرمود: ترا شفا نمىدهم مگر اينكه خود را مداوا كنى زيرا شفا دادن از من است.»
١٣- امام صادق عليه السلام فرمود:
«ليست الشكاية أن يقول الرجل: مرضت البارحة أو وعكت البارحة ولكن الشكاية أن يقول: بليت بما لم يبل به أحد» [٢].
«شكايت كردن اين نيست كه شخص بگويد: ديروز مريض يا كسل و ناخوش شدم بلكه شكايت اين است كه بگويد من به مرضى مبتلا شدم كه هيچ كس به آن مبتلا نشده است.»
١٤- امام صادق عليه السلام فرمود:
«يا حسن، إذا نزلت بك نازلة فلا تشكها إلى أحد من أهل الخلاف ولكن اذكرها لبعض اخوانك فإنّك لن تعدم خصلة من خصال أربع: إمّا كفاية بمال، وإمّا معونة بجاه، أو دعوة تستجاب، أو مشورة برأي» [٣].
«اى حسن! اگر گرفتارى و مصيبتى براى تو پيش آمد، به هيچ كس از مخالفين شكوه نكن، ولى به برخى از برادرانت ياد آورى كن حتماً با يكى از چهار چيز تو را كمك خواهد كرد: يا با مالش يا با جاه و مقامش يا با دعاى مستجابش و يا با نظر و مشورتش.»
[١] - همان، حديث ٧.
[٢] - همان، ص ٦٣١، باب ٥ حديث ٣.
[٣] - همان، باب ٦، حديث ٢.