تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - تفسير همنشين شياطين!
قرين و هم بند او است!.
آرى صحنه قيامت تجسمى است گسترده از صحنههاى اين جهان و قرين و دوست و رهبر اينجا با آنجا يكى است، حتى به گفته بعضى از مفسران هر دو را با يك زنجير مىبندند!.
پيداست كه منظور از" مشرقين" (دو مشرق)" مشرق" و" مغرب" است زيرا طبق عادت عرب به هنگامى كه مىخواهند از دو جنس مختلف تثنيه بسازند لفظ را از يكى انتخاب مىكنند مانند" شمسين" (اشاره به خورشيد و ماه) و" ظهرين" (اشاره به نماز ظهر و عصر) و" عشائين" (اشاره به نماز مغرب و عشاء).
تفسيرهاى ديگرى نيز ذكر كردهاند كه به هيچوجه در آيه مورد بحث مناسب به نظر نمىرسد، مانند مشرق آغاز زمستان و مشرق آغاز تابستان، هر چند در موارد ديگرى مناسب است.
به هر حال اين تعبير كنايهاى است از دورترين فاصلهاى كه به تصور مىگنجد چرا كه" دورى مشرق و مغرب" ضرب المثل معروفى است در اين زمينه.
بايد عذاب اين همنشين سوء را با عذابهاى ديگر براى هميشه ببينيد [١]
[١] به اين ترتيب فاعل" ينفع" همان گفتار سابق است كه آرزو مىكردند فاصله ميان آنها و شياطين فاصله مغرب و مشرق باشد، و جمله اذ ظلمتم بيان علت عدم نفع است، و جمله أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ نتيجه اين ظلم و ستم است.