تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - ماده دوم- گشودن دريچه آزادى
بلند كرد، خدمتكار گفت: و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود:" خشمم را فرو بردم" عرض كرد: وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود:" خدا تو را ببخشد" عرض كرد:
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ فرمود:" برو براى خدا آزادى" [١] ه- در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مىشوند، چنان كه از امام صادق ع مىخوانيم:
من كان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنين، اعتقه صاحبه ام لم يعتقه، و لا يحل خدمة من كان مؤمنا بعد سبعة سنين:
" كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مىشود صاحبش بخواهد يا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نيست [٢] در همين باب حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه فرمود:
ما زال جبرئيل يوصينى بالمملوك حتى ظننت انه سيضرب له اجلا يعتق فيه:
" پيوسته جبرئيل سفارش بردگان را به من مىكرد تا آنجا كه گمان كردم به زودى الاجلى براى آنها مىشود كه به هنگام رسيدن آن آزاد شوند" [٣] و- كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند [٤] و هر گاه بخشى از بردهاى را كه مالك تمام آن است آزاد كند اين آزادى سرايت كرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد [٥]!
[١] نور الثقلين جلد ١ صفحه ٣٩٠.
[٢] وسائل جلد ١٦ صفحه ٣٦.
[٣] همان مدرك صفحه ٣٧.
[٤] شرايع كتاب العتق- وسائل الشيعه جلد ١٦ صفحه ٢١.
[٥]" شرايع" كتاب العتق.