تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - تفسير قوم عاد و تندباد مرگبار!
مفسران گفتهاند مدتى باران براى قوم عاد نازل نشد، هوا گرم و خشك و خفهكننده شده بود، هنگامى كه چشم قوم عاد به ابرهاى تيره و تار و گستردهاى كه از افقهاى دور دست به سوى آسمان آنها در حركت بود افتاد بسيار مسرور شدند و به استقبال آن شتافتند و در كنار درهها و سيلگيرها آمدند تا منظره نزول باران پر بركت را ببينند و روحى تازه كنند.
ولى به زودى به آنها گفته شد اين ابر بارانزا نيست" اين همان عذاب وحشتناكى است كه براى آمدنش شتاب مىكرديد" (بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ).
" اين تندباد شديدى است كه در آن عذاب دردناكى است" (رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ).
ظاهرا گوينده اين سخن خداوند بزرگ است، يا حضرت هود به هنگامى كه فريادهاى شوق و شادى آنها را شنيد اين سخن را به آنها گفت.
بعضى از مفسران گفتهاند: منظور از" همه چيز" انسانها و چهارپايان و اموال آنها است.
زيرا در جمله بعد مىافزايد:" آنها صبح كردند در حالى كه چيزى جز مساكن و خانههاى آنها به چشم نمىخورد" (فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ).
و اين نشان مىدهد كه مساكن آنها سالم بودند، اما خودشان هلاك شدند، و اجساد و اموالشان نيز به وسيله تندباد به بيابانهاى دور دست، و يا در دريا افكنده شد.
بعضى گفتهاند نخستين بار كه متوجه شدند اين ابر سياه، تندباد پر گرد و غبارى است، زمانى بود كه به نزديك سرزمين آنها رسيد، و چهارپايان و چوپانهاى