تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦ - تفسير قوم عاد و تندباد مرگبار!
آنها را كه در بيابانهاى اطراف بود از زمين برداشت، و به هوا برد، خيمهها را از جا مىكند و چنان بالا مىبرد كه به صورت ملخى ديده مىشد! هنگامى كه اين صحنه را ديدند فرار كردند و به خانههاى خود پناه بردند و درها را به روى خود بستند، اما باد درها را از جا مىكند، و آنها را بر زمين مىكوبيد (يا با خود مىبرد) و" احقاف" همان شنهاى روان را بر پيكر آنها گسترد.
در آيه ٧ سوره" حاقه" آمده است" اين تندباد هفت شب و هشت روز ادامه يافت"، آنها مرتبا زير تلى از شن و ماسه ناله مىكردند، سپس تندباد شنها را با خود برد و بار ديگر بدنهايشان نمايان گشت، و آنها را برگرفت و به دريا ريخت! [١] و در پايان به اين حقيقت اشاره مىكند كه اين سرنوشت مخصوص اين قوم گمراه نبود، بلكه" ما اينگونه قوم مجرم را كيفر مىدهيم" (كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ).
اين هشدارى است به همه مجرمان و گنهكاران و كافران لجوج و خودخواه شما نيز اگر همين مسير را طى كنيد سرنوشتى بهتر از آن نخواهيد داشت، گاه بادهايى را كه به گفته قرآن" مبشرات بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ" (پيشقراولان باران رحمت او هستند) و كار آنها زنده كردن زمينهاى مرده است ماموريت مرگ- آفرينى مىدهد.
گاه زمين را كه مهد آرامش انسان است با يك زلزله شديد تبديل به گورستان او مىكند.
و گاه بارانى را كه مايه حيات همه موجودات زنده است مبدل به سيلابى مىگرداند و همه چيز را با آن غرق مىكند.
[١] تفسير" فخر رازى" جلد ٢٨ صفحه ٢٨ ذيل آيات مورد بحث، و در تفسير" قرطبى" نيز همين معنى آمده است (جلد ٩ صفحه ٦٠٢٦).