تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - تفسير آن روز كه دودى كشنده همه آسمان را فرا مىگيرد
مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ).
گاه مىگفتند يك" غلام رومى" داستانهاى انبياء را شنيده به او تعليم مىدهد، و اين آيات ساخته و پرداخته او است! وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ، إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ:" ما مىدانيم كه آنها مىگويند بشرى به او تعليم مىدهد در حالى كه زبان كسى كه اين نسبت الحادى را به او مىدهند عجمى است و اين قرآن عربى آشكار است" (نحل- ١٠٣).
و گاه مىگفتند او گرفتار اختلال حواس شده است، و اين سخنان زائيده آن است از دست دادن تعادل فكرى است.
و از اينجا روشن مىشود كه اگر به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب از كرده خود پشيمان شوند و تصميم بر تجديد نظر مىگيرند موقت و زودگذر است، همين كه طوفان حوادث فرو نشست برنامههاى پيشين تكرار مىگردد.
[١] در تركيب اين جمله احتمالات فراوانى دادهاند، آنچه بيشتر از سوى مفسران پذيرفته شده است و با لحن آيه نيز مناسب مىباشد اين است كه:" يوم" متعلق است به فعل" ننتقم" كه از جمله" انا منتقمون" فهميده مىشود، بنا بر اين در تقدير چنين است:" ننتقم منهم يوم نبطش البطشة الكبرى انا منتقمون.