تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - ٢- تعبير به" وصينا الانسان" (به انسان توصيه كرديم)
داشتهاند شستشو داده، در كنار نيكان و پاكانى جاى مىدهد كه از مقربان درگاه اويند.
ضمنا از اين تعبير استفاده مىشود كه منظور از" اصحاب الجنة" در اينجا بندگان مقربى هستند كه هرگز گرد و غبار معصيت بر دامانشان ننشسته و اين مؤمنان توبهكار بعد از مغفرت الهى در كنار آنها و در سايه آنها جاى مىگيرند.
و در پايان آيه براى تاكيد بر اين نعمتها كه گفته شد مىافزايد:" اين وعده صدقى است كه پيوسته به آنها داده شده است" (وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ) [١] چگونه وعده صدق نباشد در حالى كه تخلف از وعده يا به خاطر پشيمانى و نادانى است، و يا از ضعف و ناتوانى، و خداوند از همه اين امور منزه است.
نكتهها:
[١- ترسيمى از يك انسان مؤمن بهشتى]
اين آيات ترسيمى است از يك انسان مؤمن بهشتى كه نخست رشد جسمانى و سپس مرحله كمال عقلى خود را پيموده، بعد به مقام شكرگزارى در برابر نعمتهاى پروردگار، و شكر زحمات طاقتفرساى پدر و مادر رسيده، و به موقع از لغزشها توبه مىكند، و به انجام اعمال صالح و از جمله تربيت فرزندان اهتمام مىورزد، و سرانجام به مقام تسليم مطلق در برابر فرمان الهى صعود مىكند، و همين امر سبب مىشود كه غرق رحمت و غفران و نعمتهاى گوناگون خداوند شود.
آرى بايد يك انسان بهشتى را از اين صفاتش شناخت.
٢- تعبير به" وصينا الانسان" (به انسان توصيه كرديم)
اشاره به اين
[١]" وعد الصدق" مفعول مطلق براى فعل محذوفى است، و در تقدير چنين است يعدهم وعد الصدق الذى كانوا يوعدون بلسان الانبياء و الرسل.