تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - تفسير چگونه ملائكه را دختران خدا مىخوانيد؟!
بلكه در اسلام روى آن تاكيد شده است، منظور اكثريتى است كه در غالب جوامع بشرى عادت به تزيين افراطى دارند گويى در ميان زينت به وجود مىآيند و پرورش مىيابند.
و نيز بدون شك در ميان زنان افرادى پيدا مىشوند كه از نظر قدرت منطق و بيان بسيار قوى هستند، ولى نمىتوان انكار كرد كه اكثريت آنها به خاطر شرم و حيا در مقايسه با مردان به هنگام بحث و مخاصمه و جدال قدرت كمترى دارند.
هدف بيان اين حقيقت است كه چگونه شما دختران را فرزند خدا مىپنداريد و پسران را از آن خود مىشمريد؟!
آرى آنها بندگان خدا هستند، سر بر فرمان او دارند، و تسليم اراده اويند، چنان كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره" حج" نيز آمده است: بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ:" آنها بندگان شايسته خدا هستند كه هرگز در سخن بر او پيشى نمىگيرند و همواره به فرمان او عمل مىكنند".
تعبير به" عباد" در واقع جواب پندار آنها است، زيرا اگر مؤنث بودند بايد" عبادات" گفته شود، ولى بايد توجه داشت كه" عباد" هم جمع مذكر است، و هم به موجودهايى كه خارج از مذكر و مؤنث باشند مانند فرشتگان نيز اطلاق مىشود، همانگونه كه در مورد خداوند نيز ضميرهاى مفرد مذكر به كار مىرود در حالى كه ما فوق همه اينها است.
قابل توجه اينكه در اين جمله" عباد" به" الرحمن" اضافه شده، اين