تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - نكته قوم تبع چه كسانى بودند؟
حتى در روايتى در ذيل همين داستان آمده است كه او به بعضى از قبيله اوس و خزرج كه همراه او بودند دستور داد كه در اين شهر بمانيد و هنگامى كه پيامبر موعود خروج كرد او را يارى كنيد و فرزندان خود را به اين امر توصيه نمائيد، حتى نامهاى نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار ايمان به پيامبر اسلام ص كرد [١] نويسنده" اعلام قرآن" چنين نقل كرده است كه:" تبع يكى از پادشاهان جهانگشاى يمن بود كه تا هند لشكركشى كرد، و تمام كشورهاى آن منطقه را به تصرف خويش درآورد.
ضمن يكى از لشكركشيها وارد مكه شد، و قصد داشت كعبه را ويران كند، بيمارى شديدى به او دست داد كه اطباء از درمان او عاجز شدند.
در ميان ملازمان او جمعى از دانشمندان بودند، و رئيس آنان حكيمى به نام" شامول" بود، او گفت، بيمارى تو به خاطر قصد سوء در باره خانه كعبه است، و هر گاه از اين فكر منصرف گردى و استغفار كنى شفا خواهى يافت.
" تبع" از تصميم خود بازگشت و نذر كرد خانه كعبه را محترم دارد و هنگامى كه بهبودى يافت پيراهنى از برد يمانى بر كعبه پوشاند".
" در تواريخ ديگر نيز داستان پيراهن كعبه نقل شده به اندازهاى كه به حد تواتر رسيده است، اين لشكركشى و مساله پوشاندن پيراهن به كعبه در قرن پنجم ميلادى اتفاق افتاده، و هم اكنون در شهر مكه محلى است كه دار التبابعة ناميده مىشود" [٢] ولى به هر حال بخش عمده سرگذشت شاهان تبابعه يمن از نظر تاريخى خالى از ابهام نيست، چرا كه در باره تعداد آنها، و مدت حكومتشان، اطلاعات
[١] همان مدرك.
[٢] اعلام قرآن صفحه ٢٥٧ تا ٢٥٩ (با تلخيص).