تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - نكته عقيده مشركان در باره معاد
مرد راستگويى بود تا در باره حوادث بعد از موت از او سؤال كنيم [١] بديهى است اينها همه بهانه بود، گر چه سنت الهى بر اين نيست كه مردگان را در اين جهان زنده كند تا اخبار آن جهان را به اين جهان آورند ولى به فرض كه چنين كارى از سوى پيامبر اسلام ص صورت مىگرفت باز اين بهانهجويان نغمه ديگرى ساز مىكردند، و آن را مثلا سحر ديگرى مىناميدند، همانگونه كه بارها معجزه خواستند و پيامبر ص به آنها ارائه داد در عين حال انكار كردند.
نكته: عقيده مشركان در باره معاد
مشركان مخصوصا مشركان عرب رويه واحدى در مسائل اعتقادى خود نداشتند، و در عين اشتراك در اصل عقيده شرك در خصوصيات اعتقادى بسيار متفاوت بودند.
گروهى نه خدا را قبول داشتند و نه معاد را، اينها كسانى هستند كه قرآن سخن آنان را چنين نقل مىكند: ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ:" جز اين زندگى دنيا چيزى در كار نيست، گروهى مىميرند و نسل ديگرى به وجود مىآيند، و تنها طبيعت است كه ما را مىميراند"! (جاثيه- ٢٤).
جمع ديگرى خدا را قبول داشتند و بتها را شفعاى درگاه او مىدانستند اما معاد را منكر بودند همان كسانى كه مىگفتند: مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ:
" چه كسى مىتواند استخوانهاى پوسيده را زنده كند"؟ (يس- ٧٨) آنها براى بتها حج بجا مىآوردند، و قربانى مىكردند، و معتقد به حلال و حرام بودند، و اكثر مشركان عرب در اين زمره جاى داشتند.
[١]" مجمع البيان" جلد ٩ صفحه ٦٦ و بعضى تفاسير ديگر.