تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣ - تفسير درخت زقوم!
٤٩- (به او گفته مىشود) بچش كه (به پندار خود) بسيار قدرتمند و محترم بودى! ٥٠- اين همان چيزى است كه پيوسته در آن ترديد مىكرديد.
تفسير: درخت زقوم!.
در اين آيات توصيف وحشتناك و تكان دهندهاى از عذابهاى دوزخى منعكس شده كه بحث آيات قبل را در مورد" يوم الفصل" و روز رستاخيز تكميل مىكند.
مىفرمايد:" درخت زقوم ..." (إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ).
اينها هستند كه از اين گياه تلخ و بد بو و بد طعم و كشنده مىخورند.
" زقوم" به طورى كه در تفسير آيه ٦٢ سوره صافات نيز گفتيم به گفته مفسران و اهل لغت نام گياهى تلخ و بد بو و بد طعم است كه داراى برگهاى كوچكى است و در سرزمين" تهامه" از جزيرة عرب مىرويد و مشركان با آن آشنا بودند، گياهى است كه شيره تلخى دارد كه وقتى به بدن اصابت كند متورم مىشود [١] بعضى معتقدند كه در اصل به معنى" بلعيدن" [٢] و بعضى مىگويند به معنى" هر نوع غذاى تنفرآميز دوزخيان" است [٣] در حديثى آمده است هنگامى كه اين واژه در قرآن نازل شد كفار قريش گفتند چنين گياهى در سرزمين ما وجود ندارد، چه كسى از شما معنى" زقوم" را مىدانيد؟ در آنجا مردى از اهل افريقا بود گفت:" زقوم" در لغت ما به
[١]" مجمع البيان"، تفسير" روح البيان"، تفسير" روح المعانى".
[٢]" لسان العرب" ماده" زقم".
[٣]" مفردات راغب" ماده" زقم".