تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - تفسير درخت زقوم!
معنى" كره و خرما" است (شايد منظور او نيز استهزا بود) وقتى ابو جهل اين سخن را شنيد از روى سخريه صدا زد، كنيز!" مقدارى كره و خرما بياور تا زقوم كنيم"! مىخوردند و مسخره مىكردند، و مىگفتند محمد ما را به اينها مىترساند. [١] ضمنا بايد توجه داشت كه" شجره" در لغت عرب و استعمالات قرآنى گاه به معنى" درخت" و گاه به معنى مطلق" گياه" مىآيد.
" اثيم" از ماده" اثم" به معنى كسى است كه بر گناه مداومت مىكند و در اينجا منظور كفار لجوج و تجاوز كار و پر گناه است.
سپس مىافزايد:" همانند فلز گداخته در شكم گنهكاران مىجوشد"! (كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ).
" مهل" به گفته بسيارى از مفسران و ارباب لغت، فلز مذاب و گداخته است و به گفته بعضى ديگر همچون راغب در مفردات به معنى" تفاله و دردى تهنشين شده روغن" است كه چيزى است بسيار نامطلوب ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
" حميم" به معنى آب داغ و جوشان و گاه به دوستان صميمى و گرم نيز اطلاق مىشود، و در اينجا منظور همان معنى اول است.
به هر حال هنگامى كه گياه زقوم وارد شكم آنها مىشود، حالت حرارت فوق العادهاى ايجاد كرده، و همچون آبى جوشان غليان پيدا مىكند، و بجاى اينكه اين غذا مايه قوت و قدرت گردد بدبختى و عذاب و درد و رنج مىآفريند.
[١]" تفسير قرطبى" جلد ٨ صفحه ٥٥٢٩ (ذيل آيه ٦٢ سوره صافات).